مشهورترین اثر صادق هدایت با مطلع: «در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد. این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی میکنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند.»
سه قطره خون نام داستانی کوتاه از مجموعهای از داستانهای کوتاه از صادق هدایت است که به همین نام چاپ شد. این داستان از داستانهای سورئالیستی هدایت محسوب میشود. در این داستان که در دارالمجانین میگذرد یکی از شخصیتها عادت به خواندن مسمطی دارد که شهرت فراوانی یافتهاست:
برای جویندگان و یابندگان مقبره «توت آنخ آمن » چه چیز بیشتر اهمیت و ارزش داشت؟گنج زر و چیزهای گویایی که از زندگی سه هزار سال پیش حکایت می کنند؟یا دسته گلی که بر پیشانی پادشاه بود-دسته گلی که هنوز از حرارت دست های لطیف ملکه گرم و از اشک چشمان زیبایش شور بود؟
امیرارسلان نامدار داستانی به زبان فارسی نوشته میرزا محمدعلی نقیبالممالک، داستانگوی ناصرالدینشاه قاجار است. فخر الدوله، دختر ناصر الدین شاه داستانهای نقالباشی را مینوشت و داستان امیر ارسلان اینگونه بجا ماند. داستان امیرارسلان یکی از مشهورترین داستانهای عامیانهٔ فارسی است. دو داستان دیگر نقیب الممالک عبارتاند از «داستانهای ملک جمشید» و «زرین ملک». در سال ۱۹۸۶ یوشیکی تاناکا داستاننویس مشهور ژاپنی امیرارسلان نامدار را به ژاپنی بازنویسی کرد این کتاب با نام Arslan Senki یکی از پرفروشترین کتابهای داستانی ژاپن شد.